شنبه دهم آذر 1386
تب احشام
درست ساعت پنج عصر بود كه در طبقه سوم يكي از بزرگترين مجتمعهاي تجاري- اداري پايتخت كشور «سرا پناريا» صداي بعبع دسته جمعي توجه عابران را هم در پيادهرو جلب كرد.
از طبقههاي اول و دوم تا طبقات بالاتر، همه هجوم آوردند سمت طبقه سوم. چند نفر كه دل و جرأت بيشتري داشتند، در نوعي واخوردگي و هيجان عصبي ، با مشت كوبيدند به در دفتر شماره 43 طبقه سوم.
هيچ صدايي از پشت در دفتر شماره 43 به جز بع بع ممتد و كشدار شنيده نميشد.
يك نفر بلافاصله به پليس و آتشنشاني تلفن كرد.
درست يك ساعت و نيم بعد، وقتي چند پليس و آتشنشاندر شماره 43 را شكاندند، با صحنه عجيبي مواجه شدند، دور تا دور ميز بزرگي كه پر بود از پروندههاي نامعلوم و كاغذهاي مختلف، حدود 12 گوسفند ميچرخيدند و بع بع مي كردند. 2 نفر هم روي زمين افتاده بودند. يكيشان چيزي شبيه پشم گوسفند روي پيشاني و دستهايش روييده بود و آن يكي هنوز گوسفند نشده بود و هاج و واج ،شوكه نگاه اطرافش ميكرد. همه حيرت كرده بودند و صداي جيغ زنها تا عميقترين لايههاي گوش كرهاي مادرزاد هم نفوذ ميكرد.
بلافاصله از طرف وزارت درمان گوسفندها و مرد نيمه گوسفند، نيمه انسان را همراه يگانه مرد ميانسالي كه گوسفند نشده بود به مجهزترين بيمارستان شهر بردند.
چند روزنامه .... خبري كوتاه در اين باره چاپ كردند. وزير درمان خبر را تكذيب كرد و گفت چنين بيماراني در قرنطينه بيمارستان نيستند و نوشتههاي روزنامهها كذب محض است ،اما سه روز بعد دروغ وزير رو شد، چون تعداد زيادي از پرستارها و عدهاي از دكترهاي بيمارستان هم تبديل به گوسفند شدند. تب گوسفندي پايتخت را فرا گرفته بود. متخصصترين دانشمندان از كشورهاي همسايه و دورترين نقاط جهان براي كشف اين بيماي راهي «سراپناريا» شدند. اما عجيب بود كه هيچ يك از آنها گوسفند نشدند.
روزنامهها با تيراژ بالا لحظه به لحظه تعداد و مشخصات بيماران تب گوسفندي را گزارش ميدادند. در شهرهاي ديگر اين كشور هم عدهاي گوسفند و برخي گوساله و الاغ شده بودند. مركز بهداشت جهاني نام موقت بيماري را« تب احشام» گذاشت. ديگر بحثهاي داغ سياسي تيتر نخست خبرگزاريها و روزنامهها نبود و آنها براي انتشار اطلاعات بيشتر درباره تب احشام رقابت مي كردند.
حاذقترين پزشكها تشخيص داده بودند اين مرض واگيردار چنان پيش خواهد رفت كه هيچ قشري از شرش در امان نخواهد ماند.
بسياري از پزشكان، تاجرها، برخي از مديران روزنامهها ،مغازهداران، عده بسياري از كارمندان ادارهها و تقريبا اكثر مردم كوچه و بازار خيلي سريع به احشام تبديل شدند.
هيچ دانشمندي نمي دانست ريشه اين بيماري چيست. شهر پر شده بود از صداي بعبع، ماما و عر عر و شيهه.
بيمارستانها جا براي مداوا نداشتند و ظرف چند ماه كل كشور «سراپناريا» به طويله تبديل شد. بوي پهن همه جا را گرفته بود ودرختان و گياهان هم رو به انقراض بودند. عده اي آينده نگر بي وقفه برگ درخت و علف انبار مي كردند.
از طرف« سازمان بزرگ بينالمللي حقوق انسان و حيوان» مصوب شد كه براي نگهداري از احشام «سراپناريا» كه تعدادشان چهار پنجم جمعيت آن كشور بود بهترين طويلهها ساخته شود.
پس از افتتاح چند هزار طويله مجهز رفته رفته بوي پهن و پشكل از بين رفت و توليد شير، كره، خامه و كود حيواني يكباره دگرگون شد. سراپناريا به عنوان بزرگترين و بدون رقيبترين كشور به سه چهارم كشورهاي جهان صادرات دامپروري داشت، بازماندگان تب احشام در رفاه كامل زندگي مي كردند و خيلي زود غصه چهارپا شدن هم نوعانشان را فراموش كردند.
چون اكثر خانوادهها ناقص شده بودند،دوباره مراسم ازدواجهايي متعددي بر پاشد . پستهاي مديريتي خالي مانده پر و انتخاباتهاي گوناگوني برپا شد و افراد ناشناس و گمنام مسووليتهاي جديدي به عهده گرفتند. روز به روز به توليد مثل احشام و حتي صادرات آنها به كشورهاي ديگر اضافه ميشد.
كشورهاي ديگر احساس خطر مي كردند. ذخيره ارزي «سراپناريا» قابل قياس با هيچ كشوري نبود. معروفترين دانشمندان جهان در تيكاوانيا تشكيل جلسه دادند و تلاش كردند تا در نهايت داروي علاج تب احشام كشف شود.بيش از 148 روز طول كشيد تا داروي علاج بيماري تب احشام با پزوهش هاي شبانه روزي شاخص ترين پروفوسور هاي طب كشف شد.
سردمداران «سراپناريا» در مجلس ،حمل و حتي ديدن اين دارو را ممنوع اعلام كردند و براي افراد خاطي مجازات12 مرتبه اعدام در نظر گرفته شد. اما داروها قاچاقي وارد سراپناريا مي شد. درست ساعت پنج عصر يكي از روزها پاييزي، در طبقه سوم يكي از بزرگترين طويلههاي مجهز كشور سراپناريا صداي همهمه و داد و فرياد دسته جمعي توجه عابران را هم در پياده رو جلب كرد.
درست ساعت پنج عصر بود كه در طبقه سوم يكي از بزرگترين مجتمعهاي تجاري- اداري پايتخت كشور «سرا پناريا» صداي بعبع دسته جمعي توجه عابران را هم در پيادهرو جلب كرد.
از طبقههاي اول و دوم تا طبقات بالاتر، همه هجوم آوردند سمت طبقه سوم. چند نفر كه دل و جرأت بيشتري داشتند، در نوعي واخوردگي و هيجان عصبي ، با مشت كوبيدند به در دفتر شماره 43 طبقه سوم.
هيچ صدايي از پشت در دفتر شماره 43 به جز بع بع ممتد و كشدار شنيده نميشد.
يك نفر بلافاصله به پليس و آتشنشاني تلفن كرد.
درست يك ساعت و نيم بعد، وقتي چند پليس و آتشنشاندر شماره 43 را شكاندند، با صحنه عجيبي مواجه شدند، دور تا دور ميز بزرگي كه پر بود از پروندههاي نامعلوم و كاغذهاي مختلف، حدود 12 گوسفند ميچرخيدند و بع بع مي كردند. 2 نفر هم روي زمين افتاده بودند. يكيشان چيزي شبيه پشم گوسفند روي پيشاني و دستهايش روييده بود و آن يكي هنوز گوسفند نشده بود و هاج و واج ،شوكه نگاه اطرافش ميكرد. همه حيرت كرده بودند و صداي جيغ زنها تا عميقترين لايههاي گوش كرهاي مادرزاد هم نفوذ ميكرد.
بلافاصله از طرف وزارت درمان گوسفندها و مرد نيمه گوسفند، نيمه انسان را همراه يگانه مرد ميانسالي كه گوسفند نشده بود به مجهزترين بيمارستان شهر بردند.
چند روزنامه .... خبري كوتاه در اين باره چاپ كردند. وزير درمان خبر را تكذيب كرد و گفت چنين بيماراني در قرنطينه بيمارستان نيستند و نوشتههاي روزنامهها كذب محض است ،اما سه روز بعد دروغ وزير رو شد، چون تعداد زيادي از پرستارها و عدهاي از دكترهاي بيمارستان هم تبديل به گوسفند شدند. تب گوسفندي پايتخت را فرا گرفته بود. متخصصترين دانشمندان از كشورهاي همسايه و دورترين نقاط جهان براي كشف اين بيماي راهي «سراپناريا» شدند. اما عجيب بود كه هيچ يك از آنها گوسفند نشدند.
روزنامهها با تيراژ بالا لحظه به لحظه تعداد و مشخصات بيماران تب گوسفندي را گزارش ميدادند. در شهرهاي ديگر اين كشور هم عدهاي گوسفند و برخي گوساله و الاغ شده بودند. مركز بهداشت جهاني نام موقت بيماري را« تب احشام» گذاشت. ديگر بحثهاي داغ سياسي تيتر نخست خبرگزاريها و روزنامهها نبود و آنها براي انتشار اطلاعات بيشتر درباره تب احشام رقابت مي كردند.
حاذقترين پزشكها تشخيص داده بودند اين مرض واگيردار چنان پيش خواهد رفت كه هيچ قشري از شرش در امان نخواهد ماند.
بسياري از پزشكان، تاجرها، برخي از مديران روزنامهها ،مغازهداران، عده بسياري از كارمندان ادارهها و تقريبا اكثر مردم كوچه و بازار خيلي سريع به احشام تبديل شدند.
هيچ دانشمندي نمي دانست ريشه اين بيماري چيست. شهر پر شده بود از صداي بعبع، ماما و عر عر و شيهه.
بيمارستانها جا براي مداوا نداشتند و ظرف چند ماه كل كشور «سراپناريا» به طويله تبديل شد. بوي پهن همه جا را گرفته بود ودرختان و گياهان هم رو به انقراض بودند. عده اي آينده نگر بي وقفه برگ درخت و علف انبار مي كردند.
از طرف« سازمان بزرگ بينالمللي حقوق انسان و حيوان» مصوب شد كه براي نگهداري از احشام «سراپناريا» كه تعدادشان چهار پنجم جمعيت آن كشور بود بهترين طويلهها ساخته شود.
پس از افتتاح چند هزار طويله مجهز رفته رفته بوي پهن و پشكل از بين رفت و توليد شير، كره، خامه و كود حيواني يكباره دگرگون شد. سراپناريا به عنوان بزرگترين و بدون رقيبترين كشور به سه چهارم كشورهاي جهان صادرات دامپروري داشت، بازماندگان تب احشام در رفاه كامل زندگي مي كردند و خيلي زود غصه چهارپا شدن هم نوعانشان را فراموش كردند.
چون اكثر خانوادهها ناقص شده بودند،دوباره مراسم ازدواجهايي متعددي بر پاشد . پستهاي مديريتي خالي مانده پر و انتخاباتهاي گوناگوني برپا شد و افراد ناشناس و گمنام مسووليتهاي جديدي به عهده گرفتند. روز به روز به توليد مثل احشام و حتي صادرات آنها به كشورهاي ديگر اضافه ميشد.
كشورهاي ديگر احساس خطر مي كردند. ذخيره ارزي «سراپناريا» قابل قياس با هيچ كشوري نبود. معروفترين دانشمندان جهان در تيكاوانيا تشكيل جلسه دادند و تلاش كردند تا در نهايت داروي علاج تب احشام كشف شود.بيش از 148 روز طول كشيد تا داروي علاج بيماري تب احشام با پزوهش هاي شبانه روزي شاخص ترين پروفوسور هاي طب كشف شد.
سردمداران «سراپناريا» در مجلس ،حمل و حتي ديدن اين دارو را ممنوع اعلام كردند و براي افراد خاطي مجازات12 مرتبه اعدام در نظر گرفته شد. اما داروها قاچاقي وارد سراپناريا مي شد. درست ساعت پنج عصر يكي از روزها پاييزي، در طبقه سوم يكي از بزرگترين طويلههاي مجهز كشور سراپناريا صداي همهمه و داد و فرياد دسته جمعي توجه عابران را هم در پياده رو جلب كرد.
نوشته شده توسط فرزام شیرزادی در ساعت 16:4 | لینک
|
